طوطي خوش زبون
خيلي كار دارم فردا هم از صبح تا بعد از ظهر بي وقفه كلاس دارم ولي ميترسم حرفام يتدم بره.اول اينكه امروز بالاخره در استانه يكسال و نيمگي بردم گوش اترين رو دكتر سوراخ كرد.البته خوشحالم كه اونقدر نبردم كه خودش اصرار ميكرد و همش گوشواره من و خالش رو نشون ميداد و ميگفت كه گوشواره ميخواد.صبح خدا رو شكر يه صبحانه خوبي خورد و بعدش ششال و كلاه كرديم و رفتيم داروخانه گوشواره طبي خريديم و رفتيم درمانگاه فكوري. اول كه دكتر و ديد نترسيد ولي هر بار كه اين شات رو ميزد دخترم گريه ميكرد و مامان ميكرد و دل منو ريش ميكرد.ولي بالاخره تموم شد و اومديم بيرون و رفتيم داروخانه داروهاش رو گرفتيم و بعنوان شيريني يه مرغ كوكي هم براش گرفتم و تقريبا يادش رفت.از ازمايشگاه...
نویسنده :
فرشته
1:19


